همچنین میتوان از bring someone back down to earth بهجای come back down to earth استفاده کرد.
برگشتن به واقعیت، دوباره واقعبین شدن، چشم باز کردن به زندگی واقعی، دوباره با واقعیتها روبهرو شدن، بازگشت به زندگی روزمره
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The teacher’s strict comments brought the students back down to earth.
نظرات سختگیرانهی معلم، دانشآموزان را دوباره با واقعیتها روبهرو کرد.
He needed someone to come back down to earth after his overambitious plans failed.
پساز شکست برنامههای بلندپروازانهاش، نیاز داشت کسی او را دوباره به واقعیتها بازگرداند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «come back down to earth» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/come back down to earth